يحيى دولت آبادى

312

حيات يحيى ( فارسى )

ترسيده دست از مخالفت بردارد بعقيدهء نگارنده بايد در اين چند ساعت فرصت آن چند نفر كه مورد نظر شاه هستند و اهل جنگ نميباشند شبانه خود را بمأمنى برسانند كه در مجلس نباشند و از طرف مجلس بسفراى خارجى نوشته شود جواب اين لايحه مجلس از شاه نرسيد و ملت غير از جبران نقض قانونها كه شده و اطمينان از آتيه مقصدى ندارد و غير از دويست نفر مستحفظ مخصوص كه در ماه ذى القعده بموجب دستخط شاه بمجلس داده شده مسلحى اينجا نميباشد و بهرحال اگر آماده جنگ هستيم بايد قوه خود را سنجيده آنگاه اقدام كنيم و اگر آماده اصلاح هستيم بايد بدون فوت وقت به تمام وسائل داخلى و خارجى متوسل شد اسباب اصلاح را فراهم آورد ولى 24 ساعت بشاه مهلت ميدهيم بىآنكه تدارك بعد از مدت را در صورت مخالفت ديده باشيم و اين از نقصان تجربه و عدم رشد سياسى ما است كه بيگناهان را بعاقبت وخيم گرفتار ميسازد . و اما حال بهارستان و بهارستانيان در بعد از ظهر اين روز علماء و وكلاء در شمال باغ بهارستان متفرق هستند و همه مبهوت و متحير آقا سيد عبد اللّه كسالت مزاج دارد و در خيابان باغ فرشى افكنده و بسترى گسترده‌اند در بستر افتاده بمتكاى متعدد تكيه داده است و جمعى اطراف او نشسته‌اند آقا سيد محمد گاهى در سبزه‌هاى باغ نشسته سبيل ميكشد و گاهى با وكلاء قدم مىزند حاج ميرزا ابو القاسم امام جمعه طهران و ظهير الاسلام برادرش كه با دربار مربوطند و بملاحظه حفظ صورت و اطلاع بر احوال ببهارستان آمدورفت دارند بىآنكه آثار ملالى از صورتشان ظاهر باشد با بعضى از ملاهاى دوم و سيم گوشه‌ئى نشسته تماشا ميكنند در اينوقت برميخيزند بروند نگارنده آنها را تعاقب كرده ميپرسم كجا ميرويد جواب ميدهند همين نزديكيها ميرويم و برميگرديم ظهير الاسلام از نگارنده ميپرسد وضع را چگونه ميبينيد ميگويم خوب نميبينم ميگويد چه خواهد شد جواب مىدهم آخر طورى مىشود ميگويد تا كى جواب مىدهم تا فردا چون اظهار ميكنم زود برگرديد حاج ميرزا ابو القاسم بطور استهزاء ميگويد پيش از آمدن وزراتان ما خواهيم آمد با يك لبخندى كه ميفهماند او خبر دارد وزراء